تبليغاتX
بی های و هوی

بی های و هوی

"نماد"، را دهخدا  در كتاب فرهنگش به معنای "نماینده" و"ظاهرکننده"، آورده است.یک نشان که از یک "برهان قاطع" حکایت دارد.

نماد ها را به عنوان سمبل و مظهر می شناسیم. پرچم نماد یک کشور و ملیت است.کوه را نماد استقامت می دانیم .صلیب نشان مسیح. پلاک نشانه جبهه و ایثار،فداکاری، رنگ سفید سمبل صلح است و بسیار نماد های دیگر که هر چه باشند از شی و صورت و صدا و آرم و خط و رنگ همگی یک معنی خاص را تصویر می کنند از یک صاحب نشان.

گاهی به صورت قراردادی یک نماد را می پذیریم و گاهی هم به صورت غیرارادی خود را از طریق یک نماد به نقطه ای وصل می کنیم که با آن احساس راحتی می کنیم.این خصوصیت ما آدم هاست که به وسیله یک نشان حرف دل را تصویر کنیم.

چه آن که نمادها بهترین طریق بیان هستند یک تصویری محسوس و شناخته شده که بر حقیقت موجود در ذهن دلالت دارند ؛ از این روست که نمادها در ردیف یکی از مهم ترین ابزارهای شناخت قرار گرفته اند.

وقتی یک رنگ "نماد"می شود و به صورت خودجوش، جمعی آن را می پذیرند یعنی یک پیوند میان این نماد و آن صاحب نشان برقرار می شود که با شمارش آن ها می توان به نتایج زیادی رسید.

رنگ سبز که این روزها رنگ غالب شهر شده است تداعی کننده معانی مختلف اما واحد است.فارغ از این که پذیرفتن و احضار این رنگ خود احضار یک اندیشه ، یک اعتقاد،یک گروه و یک صاحب نماد است، یعنی صاحب نشان آن را محرم می دانند برای اداره امورشان.برای سرگروهی شان. یعنی یک اندیشه را پاسداری کردن. یعنی با یک رنگ  ذهن و خواسته درونی خود را اعلام کردن. تصویری که معنای "اعتماد" و "اطمینان" از آن می آید به صاحب نماد.

من می گویم هر یک از این سبزها پیوند و قراردادی خودجوش  برای رسیدن به موقعیتی بهتر تلقی می شوند. یعنی هر یک از این سبزها میل به تغییر دارند. یعنی به دنبال یک بزرگتر هستند که به او اعتماد کنند و اداره یک خانواده بزرگ را به او بسپارند. یعنی نسبت به محرم بودن او مطمئن شدند و این نماد را تصویر می کنند.

مردان و زنان و دختران و پسران سبز از قشرهای مختلف با این نماد سبز با مچ بند، بازوبند، شال و روسری و مانتو های سبز، ماشین های سبز پیام های زیادی را منتقل می کنند.هر رنگ سبز یعنی من یک اندیشه دیگر را خواهانم.هر رنگ سبز يك اعتراض است.يك فرياد. فريادي چهارساله براي رفتن و دست برداشتن از اين شوريدگان . رها كردن اين بردگان دست و پا و چشم بسته كه به اين سوي و آن سوي  كشيده مي شوند. هر شال و مچ بند و بازوبند سبز یعنی من نقطه بهتری را برای زندگی جستجو می کنم. هر سبز یعنی یک رای، یک رای مثبت و بسیار رای منفی.رای هایی مخالف به وضع موجود. یعنی نارضایتی از آنچه هست ."نه" هایی که "آری " و امیدی به اندیشه" و حضور"دیگری" دارد.

سبز، سبز، سبز. امروز شهر من سبز است؛ اما اگر فردا صندوق رنگ ديگري گيرد، واي به خنجري كه بر اعتماد خورد.

+ نوشته شده در  یازدهم خرداد 1388ساعت 13:15  توسط مرجان طبا  |