تبليغاتX
بی های و هوی

بی های و هوی

 

شاید وقتی شاپور ساسانی در سال272دستور ساخت شهر 200هکتاری "بیشاپور" رو در جنگ با "والرین"، داد،اصلا فکر نمی کرد یکی از دختران هزاره سوم با دشمنش ترتیب عشق و عاشقی بده و این اسیر رومی رو از کازرون و شیراز به تهران ببره.

این حکایت سمیه ایرناست که به بهانه آزمون دکترا و بدون خداحافظی از همسفراش در یک چشم به هم زدن ،بیشاپور رو به سمت تهران ترک کرد. البته نه دست خالی .بل با یک اسیر رومی به اسم"والرین".

تازه وقتی در حال خارج شدن از این شهر تاریخی بودیم متوجه شدیم.بله "جا تره و بچه نیست."آقای آریایی پیرمرد 57ساله روابط عمومی پیگیر سمیه شدو وقتی فهمید با والرین رفته با حسرت به این جمله اکتفا کرد که "آفرین به والرین!!!!!!"

هر چند تو مسیر کلانتری کازرون به اتهام خاطر خواهی با دشمن شاپور ساسانی و نه به خاطر دزدی بخشی از تاریخ دستگیرش کردند.اما این دختر هزاره سوم زرنگ تر از این حرفا بود و عشقش رو به هر شکل ممکن به پایتخت منتقل کرد.

نا گفته نمونه  که سمیه دیروز به اتفاق والرین تو یکی از هتل های تهران رویت شده.

هی ی ی ی ی...آقا.مارو باش اینارو باش.مارو باش  که مسحور شهر یادمانی بیشاپور –چشمه سراب دختران-قلعه دختر و پسر-معبد آناهیتا و......شدیم و همراه ما رو باش که با چه سوغاتی به تهران اومد.

شنیده ها حاکی ست علاوه و بر فضای عشقولانه ایجاد شده میان والرین و سمیه ،قراره سمیه، والرین رو  واسطه برای حل و فصل انرژی هسته ای با رم کنه.

یه دوستی می گفت:عشق مثل خاک سرده و زود از یاد میره اصلا نمی دونم چرا اینو گفتم.بگردید و ربطش رو پیدا کنید.

همین طور ربط این شعر رو:

بيراهه رفته بودم -آن شب
دستم را گرفته بود و مي کشيد
زين بعد همه عمرم را
بيراهه خواهم رفت 
 

 

+ نوشته شده در  شانزدهم اسفند 1385ساعت 9:17  توسط مرجان طبا  |