تبليغاتX
بی های و هوی

بی های و هوی

میهمانسرای وزارت نفت که همیشه میزبان میهمان های ویژه نفتی ست،با پشت سر گذاشتن روزهای پر رفت و آمدهفته گذشته،بامداد امروزبه یکی دیگر از میهمانی های خود پایان داد.مقامات هندی و پاکستانی به ایران آمدند تامذاکرات خط لوله صلح را در مرحله چهارم پیگیری کنند و در نهایت بر سر فرمول قیمتی به توافق رسیدند.حضور شبانه روزی خبرنگاران حوزه نفت حاشیه های زیادی را رقم زد.

-وقتي براي گفت و گو در زمان استراحت طرفين مذاكره، نزد آنيل رازدان, معاون وزير نفت کشور هند براي پيگيري نتايج گفت و گو رفتيم, گفت: بهتر است در مورد آب و هوا صحبت كنيم. امروز هوا بسيار عالي است.آسمان هم که آبی است. گفتم نه آسمان سیاه است.اطلاعات شما محدود است .گفت :بهتره دعوا نکنیم.هوا سیاه آبی ست.

رازدان در ادامه سرگرم کردن خبرنگاران و فرار از پاسخگویی،گفت:اوه راستی اسم آن پرنده روي درخت چيست؟ گفتم طوطي هندوستان.

رازدان كه بيشتر سبك و سياق مردان فرانسوي داشت و كمتر شبيه هندي‌‏ها بود,وقتی بحث را از طوطی به خط لوله صلح کشاندیم، گفت: من خود سابقه مطبوعاتي دارم و رييس دفتر مطبوعاتي بودم، با ترفندهاي شما كاملاً آشنا هستم و زرنگ تر از شما.
این مقام هندی گفت:ميهمان دولت ايرانيم و صلاح نيست بدون اجازه آن‌‏ها صحبت كنيم، اگر اعلام نظر من را مي‌‏خواهيد، به هند بياييد.که قرار شد برای گفت و گو و قیاس طوطی هندی و ایرانی سفری به هند داشته باشیم.

-آرزوی احمد وقار, معاون وزير نفت پاكستان هم قابل تامل بود که آرزو کرد مجموعه‌‏هاي روزنامه‌‏نگاري پاكستان روزي شبيه ايران شود.

-شتاب گرفتن و جدی تر شدن مذاکرات سه جانبه پس از دیدار دکتر غنیمی فرد با احمدی نژاد هم قابل توجه بود.

احمد وقار،اطمینان داد این پروژه سه برنده در 3کشور خواهد داشت. که باید دید در نهایت برنده اصلی کدام کشور است

-اظهار نظر مدیر عامل شرکت ملی صادرات گاز هم خالی از لطف نیست که وقتی گفتیم با نهایی شدن گازی برای صادرات داریم؟گفت هنوز مشخص نشده، اولویت نیاز داخل است.

اما گروهی معتقدند نام"جنگ"،جایگزین "صلح"بر روی این خط لوله انتقال گاز ایران به هند و پاکستان خواهد شد.

+ نوشته شده در  ششم بهمن 1385ساعت 14:16  توسط مرجان طبا  | 

تجربه وانت سواری ما فقط تجربه "سواری با وانت" نبود؛ بلکه تجربه درک واژه "سواری "تو زندگی چهارپایان بود.

همین جا بود که به تنها آرزوی اون گوسفندی فکر کردم که با فکر سوار شدن در صندلی جلوی وانت، شب  رو به صبح می رسونه و به حق هم آرزوی به جایی داره.

حکایت وانت سواری ما از دعوت وزارت نیرو برای تهیه گزارش از یک طرح آبرسانی شروع شد که با این طرح ،آب چشمه روزیه در ارتفاعات البرز مرکزی روانه سمنان می شه تا آب مردم این منطقه رو تامین کنه.

مقصد ما،ارتفاعات مرکزی البرز از مسیر سمنان-مهدی شهر- شهمیزاد و گردنه بشم بود که در راه  یخبندان و برف این گردنه ما رو اسیر خود کرد وبا متوقف شدن ماشین، میون برف و سرما سرگردون ارتفاعاتی شدیم  که قرار بود ما رو به یک طرح آبرسانی هدایت کنه.

از قضا... تنها ماشین قابل تردد در گردنه بشم، وانت حمل گاو و گوسفندی بود که به سمت بالا در حرکت بود.همراه شدن با طرح وزارت نیرو همان و پای گذاشتن درمامن، گاو و گوسفندان همانا.

برای رسیدن به چشمه ای که قراره در ارتفاع 2500متری، آب مردم سمنان را تهیه کنه ،موندیم بوی فضولات و ته مانده های این فضولات را تحمل کنیم یا سرمای شدید و یخبندون رو.

راننده وانت هم برحسب عادت سر زدن مستمر به دام هاش، ما رو مورد لطف قرار داد وتو طول مسیر ماشین رو متوقف می کرد و جویای حالمون می شد.

 تجربه مامن گاو و گوسفندان نیز به برکت وزارت نیرو برایمان رقم خورد.

+ نوشته شده در  سوم بهمن 1385ساعت 14:18  توسط مرجان طبا  |